گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «خدا نگهدار». یک روز از این روزا به تنهایی دست خودم را خواهم گرفت وبه یک سفر یکنفره به جزیزه ای که یک درخت و یک کلبه دارد خواهم برد .پشت میزی که یک صندلی دارد یک فنجان چای خواهم ریخت و به تماشای پرنده های ازاد در اسمان خواهم نشست .تنهاییم را با هیچکس تقسیم نخواهم کرد که با رفتنهای گاه و بیگاه و با بهانه های رنگارنگ بیشترش کند.این تنهایی رابا فنجان چایم ،شیرین سر خواهم کشید و تا امدن تنها ماه اسمان به تماشای موجهای دریا به انتظار هیچی خواهم ماند .بعد از هشت
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
بازم یکبار دیگه ....😏
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
وقتی طوفان تمام می شود، یادت نمی آید چطور از دل آن گذشتی، چطور از آن جان به در بردی. حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه. اما در این میان یک چیز قطعی است. وقتی طوفان را پشت سر می گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی. همه قصه طوفان همین است.
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
دیگه کسی نیست که بخواد بهم دروغ بگه
خدایا ابن روزهای خوب رو شکرگزارم
برچسب: بهترین,
نویسنده: طاها جعفری
صدای گریه هایش از پنجره اتاق باز به گوش میرسد . با این که هر وقت مرا در ایوان میبیند از روی صندلیش بلند میشود به داخل خانه اش میرود اما باز دلم میخواد بروم و او را در اغوش بگیرم تا کمی ارام شود ...
هر وقت سر حال باشد دستی برایم تکان میدهد و یک " های ' با لبخندی مصنوعی تحویلم میدهد این رفتارهای متناقض ش بعضی اوقات به خنده ام می اندازد.
گاهی در حال مستی سیگاری بین انگشتانش دارد و در دنیای دیگریست
برچسب: تنهایی,
نویسنده: طاها جعفری
۹۶/۲/۲۸بایکوت
همه ما زنا میتونیم فرشته باشیم یا نباشیم . وقتی یه زن کنار یه موجود پست می ایسته باید ناخنهاشو همیشه تیز نگه داره ... باید بلد باشه وقتش که رسید ازشون استفاده کنه ... این روزا دوست دارم این موجود پست رو با ناخنهای تیزم اشنا کنم ... البته از قدیم گفتن
....
حرف درگوشی
حرف زیاد دارم برای گفتن اما یه جاهایی باید کمی سکوت کنم چون از روی دلخوری و یا دلتنگی نباید حرفی بزنم
بعد نوشت :
صدای گریه هایش از پنجره اتاق باز به گوش میرسد . با این که هر وقت مرا در ایوان میبیند از روی صندلیش بلند میشود به داخل خانه اش میرود اما باز دلم میخواد بروم و او را در اغوش بگیرم تا کمی ارام شود ...
هر وقت سر حال باشد دستی برایم تکان میدهد و یک " های ' با لبخندی مصنوعی تحویلم میدهد این رفتارهای متناقض ش بعضی اوقات به خنده ام می اندازد.
گاهی در حال مستی سیگاری بین انگشتانش دارد و در دنیای دیگریست
همیشه گفتن حقیقت خوب نیست ... همینطور شنیدن واقعیتی که ظرفیتش را نداریم ... نمیگویم که دروغ بگوییم بلکه بهتر است که گاهی هیچ چیز نگوییم... شاید باید گاهی خودمان را سانسور کنیم احتمالا اینکار هم به نظر کار درستی نباشد اما به طور حتم بهتر از دروغ گفتن است .
این را خوب فهمیده ام که ما ادمها هر چقدر مشتاق شنیدن واقعیت باشیم اما تلخی مزه ان به مزاجمان خوش نمیاید .
یکبار در گرما گرم گفتگو با س خواست
برچسب:
نویسنده: طاها جعفری
تو بمان
تا که نمانم
به تمنای کسی...
اگر برگشتنی ودیدی کسی پشتت رونداره یه نگاهی به بالا سرت بنداز انوقت میفهمی که خدا چقدر هوات رو داشته
بعد از انجام کارهایی که برایم واقعا سخت بود ولی بالاخره به کمک بچه های خوبم انجام شد میرم مسافرت
خلاصه بگم باغبانی تا سر حد خرحمالی ... یک خونه تکانی فوق العده سخت و نقاشی خونه که نود درصد ان روخودم به تنهایی انجام دادم .میرم سفر ... نمیخوام به هیچ چی فکر کنم جز اینکه بهم خوش بگذره !!!!
برچسب: خیالی,
نویسنده: طاها جعفری